مرتضى راوندى
778
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تجارت داخلى ، از بركت امنيت راهها و اصلاح معابر ، بهبود نسبى وسايل حملونقل ، و بسط و توسعهء اعتبار ، رشد و گسترش مىيابد . ارباب امور مالى ، مقاطعهكاران مالياتها به ثروتهاى هنكفت مىرسند . در كتاب زمينهء تكامل اجتماعى ( ج 2 ) ضمن توصيف تكامل فنى ابزارهاى گوناگون توليدى ، در قرن هجدهم ، به تضاد شديدى كه بين منافع بورژواها و كارگران و فئودالها وجود داشت نيز اشاره مىشود : « در سال 1839 ، انگلستان چهار برابر مجموع كشورهاى فرانسه ، بلژيك و پروس زغالسنگ استخراج مىكرد . توليد ابريشم در ليون و شهرهاى ديگر رواج يافت . در آغاز دههء سال 1780 ، ذوبآهن كرسو « 1 » نخستين محصول فلز خود را بيرون داد . موتورهاى بخارى و معادن زغالسنگ و ديگر مؤسسات به كار افتاد . در كشاورزى نيز سرمايهدارى نفوذ كرد . بهرهكشى روزافزون سرمايهداران باعث تيرهروزى كشاورزان و كارگران گرديد . قوهء خريد آنان نقصان يافت و بازار داخلى با بحران روبرو گرديد . در فرانسه طبقهء تازه بدوران رسيدهء بورژوازى و پرولتاريا به طبقهء بىامتياز ، يعنى طبقهء سوم ، وابسته بودند . پيش از پايان سدهء هجدهم ، شمارهء بورژوازى فرانسه 250 هزار نفر بود . اين رقم ، صاحبان مانوفاكتورها ، بازرگانان ، بانكداران و ساير معاملهگران را در برمىگرفت . پرولتارياى فرانسه از پيشهوران و شاگردان كارگاهها پديد آمد . پرولتاريا به كارگرانى اطلاق مىشود كه جز نيروى كار و قدرت بازو ، سرمايهاى ندارند و در صورتىكه تن به كار ندهند ، در نتيجهء نداشتن هيچگونه ذخيرهء تأمينى ، از گرسنگى خواهند مرد . در آستانهء انقلاب فرانسه ، در حدود 600 هزار كارگر مانوفاكتور وجود داشت . بورژوازى فرانسه در اين هنگام ، نيرويى بود كموبيش سازمان يافته ، در حالىكه طبقهء كارگر اين كشور فاقد تشكيلات صحيح ، و ضعيف و ناآگاه از منافع طبقاتى خويش بود . » « 2 » تضاد سرمايهدارى با فئوداليسم فئودالهاى انگلستان و فرانسه حاضر نبودند موقعيت اجتماعى خود را به طبقهء بورژوازى واگذار كنند . با وجود اين حقيقت كه گسترش مانوفاكتورها سود فراوانى داشت ، دولت فئودالى از اصناف قرون وسطايى حمايت مىكرد . اصناف مىكوشيدند تا از نوآوريهاى فنى جلوگيرى كنند ، ولى در اين راه توفيقى نيافتند . نظام صنفى و قوانين مربوط به آن ، چون سدى ، از پيشرفت سرمايهدارى در انگلستان و فرانسه جلوگيرى مىكرد . موانع گمركى مالياتهاى بيشمار داخلى ، قدرت مستبدانهء فئودالها ، تفاوت در مقياسها و وزنها و وجود مقررات قانونى محلى ، همهوهمه ، از پيشرفت تجارت و رشد بورژوازى جلوگيرى مىكردند . براى درهمشكستن اين موانع ، آمادگى فكرى و « ايدئولوژيكى » ضرورت داشت .
--> ( 1 ) . Creusot ( 2 ) . زمينهء تكامل اجتماعى ، پيشين . ج 2 ( قبل از انتشار ) .